جمعه 12 آذر 1389

مناظره

   نوشته شده توسط: مینا نوروزی    

تصویری که به وجود آمده این است که در یک طرف حقی است به اسم فلسطین و فلسطینی‌ها و در یک طرف دیگر ظالمی است به اسم یهودی‌‌‌ها، صهیونیست‌‌‌ها، اسرائیلی‌ها و خوب وظیفه ما ایجاب می‌‌‌کند که خصم ظالم و یار مظلوم باشیم این سیاه و سفیدی که برای خودمان ایجاد کردیم تصورات خودمان است و واقعیات موجود خیلی هم این‌جور نیست.

متن كامل مناظره روانبخش و زیباكلام در دانشگاه همدان/1
دفاع‌حامی‌رضاخان از رژیم‌صهیونیستی: فرضیات‌ما درباره اسرائیل اشتباه است!/ اسرائیل سیاه و فلسطن سفید نیست!/ ایجاد اسرائیل توطئه نبود!

حجت‌الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش و دكتر صادق زیباكلام هفته گذشته در دانشگاه بوعلی همدان با موضوع «کمک به فلسطین؛ منافع ایران یا منافع اسلام؟» مناظره كردند.

به گزارش رجانیوز، در این مناظره، زیباكلام كه پیش از این به‌عنوان مدافع رضاخان شناخته می‌شد، به‌طور عجیبی در نقش مدافع موجودیت و توجیه‌كننده جنایات رژیم صهیونیستی ظاهر شد و بحث مفصلی در دفاع از رژیم اشغالگر ارائه داد.

بخش اول متن كامل این مناظره در ادامه آمده است:

حجت‌الاسلام قاسم روان‌بخش:

خدمت دانشجویان عزیز و اساتید گرانقدر سلام عرض می‌‌‌کنم و عید مبارک غدیر را تبریک و تهنیت می‌گویم. از این‌که خداوند توفیق عنایت فرمود تا در چنین روزی مهمان شما دانشجویان عزیز باشم، خدا را شاکرم. این دومین نشست ما با جناب آقای زیباکلام است. اولین نشست در مشهد برگزار شد و حاصل آن در هفته‌‌‌نامه پرتوسخن به‌چاپ رسید. امیدوارم در این جلسه هم حرف‌هایی که رد و بدل می‌‌‌کنیم، فایده‌‌‌ای برای همه دوستان داشته باشد. ما مناظره‌های متعددی داشتیم (مناظره با ایشان، آقایان محمدرضا خاتمی، تاجزاده، قابل و مرعشی) باید توجه کنیم که مناظره برای مقابله نیست؛ بلکه فراهم‌کردن فضا به‌منظور روشن‌شدن مطالب و مواضع است؛ مناظره محیط کشتی گرفتن نیست که در صدد باشیم کسی را زمین بزنیم. کرسی‌‌‌های آزاداندیشی که مقام معظم رهبری منادی آن هستند، برای این است که باهم حرف بزنیم تا شبهات و سؤالات دوستان حل شود. نکته دیگر این‌که فضای سیاسی، فضای آبی و قرمز نیست که ما جریانی را آبی بدانیم و جریان دیگر را قرمز. مثل طرفداران تیم استقلال و پیروزی که اگر کسی بپرسد شما چرا طرفدار فلان تیم هستید، دلیل خاصی برایش نداشته باشید. اگر هم تیم مورد علاقه‌تان شکست بخورد، به خودتان مربوط شود و اتفاق خاصی نیفتد. ممکن است انسان در جریانی قرار گیرد که مشکلاتی جدی برای خودش و یا انقلاب پیش آورد. بنابراین باید در مسائل، منطقی و استدلالی برخورد کرد. به هر حال در موضوع مورد بحث ما موضوع فلسطین که یکی از مسائل مهم انقلاب اسلامی است، سعی می‌‌‌کنیم از مبنای منطق و برهان خارج نشویم. امیدوار هستم چنان‌چه منطق ما محکم و درست بود، بپذیرید؛ و اگر صحیح نبود، از نقد‌های آقای دکتر صادق زیباکلام استفاده خواهیم کرد.

دكتر صادق زیباکلام:

با نام و یاد حضرت حق و با عرض سلام و ادب خدمت خواهران و برادران عزیز. بنده هم پیشاپیش عید غدیر خم را به همه شما عزیزان تبریک و تهنیت می‌‌‌گویم. در عین حال خدمت جناب حجت الاسلام روان‌بخش عرض سلام و ادب دارم. از دوستان عزیز در بسیج هم که متولی این کار بودند، تشکر می‌کنم.

روان‌بخش:

بنده قبل‌از آغاز بحث از همه‌‌‌ دوستانی که سرپا ایستاده‌‌‌اند عذرخواهی می‌‌‌کنم. موضوع بحث، «کمک به فلسطین؛ منافع ایران یا منافع اسلام؟»

سخن در این‌باره است که کمک به فلسطین که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون شدت یافته، در جهت مصالح و منافع ایران است یا درجهت مصالح اسلام؟ آیا این کار لازم است؟ کمابیش مباحثی در گوشه و کنار مطرح می‌‌‌شود و در ایام انتخابات و میزگردهای تلویزیونی کاندیداها هم بحث شد. برخی می‌گویند «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.» عمده‌‌‌ترین دلیل مخالفان کمک به فلسطین این است که خودمان در کشور مشکلات زیادی داریم، و در این شرایط مجاز نیستیم پول و اعتبار کشور را در جایی صرف کنیم که ربطی به ما ندارد. می‌گویند کشورهای عربی که همزبان مردم فلسطین هستند به آن‌ها کمک کنند. عمده شبهاتی که مطرح می‌کنند، از این دست است. به اعتقاد من، موضوع فلسطین از سیاست خارجی جمهوری اسلامی و آن‌چه در قانون اساسی آمده جدا نیست؛ هم مبنای دینی دارد و هم مبنای بشری. ضرب‌المثل «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» مبنای دینی و عقلانی ندارد. مقابل این ضرب‌المثل، شعری هم داریم که از سعدی است:

بنی‌آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چوعضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی‌‌‌غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

خوب! اگر آن ضرب المثل هست، این هم شعر سعدی است. اتفاقاً این شعر مبنا دارد؛ ما براساس تعالیم اسلامی مکلف هستیم که از هر مظلومی حتی غیرمسلمان در هر گوشه دنیا حمایت کنیم؛ البته اگر مسلمان باشد، در اولویت خواهد بود. امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) وقتی خبردار شد که معاویه به شهر انبار حمله کرده، و سربازانش، خلخال و دستبند زنی یهودی را از دستش درآورده‌اند، فرمود: اگر کسی از شنیدن این خبر جان دهد، حق دارد. این‌جا بحث اسلام نیست؛ بحث درباره زن مظلومی است که به او تعدی شده است. فلذا حال اگر کسی مسلمان باشد و مورد تعرض قرار گیرد، علاوه بر جنبه انسانیت، باید جنبه دینی آن برادر و خواهر دینی را نیز مدنظر قرار داد و وظیفه سنگین‌تر می‌شود. پیامبر خدا فرمود: «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم؛ کسی که صبح کند و اهتمامی به امور مسلمانان نداشته باشد، مسلمان نیست.» مسلمان بودن فقط به نماز خواندن و روزه گرفتن و حج رفتن نیست. در سیل اخیر پاکستان، عده فراوان بی‌‌‌خانمان شدند که اغلب آن‌ها غیرشیعه هستند؛ اما رهبر ما وقتی احساس می‌‌‌کند کمک لازم به آن‌ها انجام نشده است، در نماز جمعه مردم را به این کار مهم دعوت می‌کند و حتی برای آن‌ها گریه می‌‌‌کند و از همه می‌خواهد که کمک کنند. حتی در دیدار دست اندرکاران حج، به مردم می‌فرمایند که شما برای سفر حجتان هزینه‌‌‌‌هایی که برای مهمانی‌هایتان می‌‌‌خواهید داشته باشید بهترین جایش همین‌جاست، شما هزینه‌‌‌ها را کاهش دهید و به سیل زدگان پاکستان کمک کنید. وقتی کشورها و دولت‌های دیگر کمک نمی‌‌‌کنند، آیا ما وظیفه‌‌‌ای نداریم؟! در شرایطی که NGOها و گروه‌‌‌های بشری در دنیا برای کمک به سیل‌زدگان و زلزله زدگان و جنگ‌زدگان اقدام می‌کنند و چه‌بسا بسیاری از آن‌ها مبنای دینی هم نداشته باشند و فقط در راستای اهداف بشر دوستانه کمک می‌کنند، آیا ما که مسلمان هستیم و اسلام ولایی داریم، باید کم‌تر از دیگران باشیم؟! درباره مسلمانان فلسطین که در دلخراش‌ترین وضعیت قرار دارند و بدترین جنایت‌‌‌ها نسبت به آن‌ها روا داشته می‌شود، هم جنبه بشری اقتضاء می‌‌‌کند به آن‌ها کمک کنیم و هم جنبه دینی. بنابراین عملکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال مردم فلسطین مبنی بر مبانی دینی و عقلانی است و مخالفان، هم در مقابل وجدان پاک بشری موضع گرفته‌‌‌اند و هم در برابر آموزه‌‌‌های دینی.(تشویق حضار)

زیباکلام:

من معتقدم به عکس آنچه که جناب آقای روان‌بخش گفته‌‌‌اند مسأله ارتباط ما با فلسطین به هیچ وجه مسأله خیرخواهانه و بشردوستانه نیست. بیاییم بحث را از این زاویه نگاه بکنیم که ما فقط پی مصالح و انگیزه‌‌‌های خیرخواهانه و بشردوستانه در درجه اول و در درجه بعدی عرق اسلامی و اسلامیت داریم به فلسطینی‌ها کمک می‌‌‌کنیم. من بحث را این جوری نمی‌‌‌بینم در واقع ایضاً اشکالی که ایشان وارد می‌‌‌کنند که بعضی‌‌‌ها در ایران می‌گویند ما خودمان نداریم ما خودمان کم داریم چرا باید به فلسطینی‌ها داده بشود، به نظر من این هم بحث بی‌‌‌پایه و اساسی است. در رابطه با مسأله فلسطین دو سه تا بحث بنیادین و اساسی مطرح می‌‌‌شود که اصلاً صورت مسأله از بنی آدم اعضای یک پیکرند بیرون می‌‌‌آید چون بنی آدم فقط فلسطینی‌ها نیستند چینی‌‌‌ها هم هستند.(تشویق جمعی از حضار)

بعد مسلمانان اریتره هستند مسلمانان آفریقا هستند مسلمانان چچن هستند مسلمانان زنگبار هستند و ما نسبت به تجاوز به این مسلمانان یا وضعیتی که این مسلمانان در آن به سر می‌‌‌برند اصلاً ککمان هم نمی‌‌‌گزد. طوری صحبت می‌‌‌کنیم که انگار نه انگار که این‌ها مسلمان هستند. مسلمانان چین توسط نیروهای چینی ها قتل عام شدند ما حتی زحمت یک اعتراض به حکومت چین را نکشیدیم البته واضح است به خاطر مشکلات و مسائلی که با همه دنیا پیدا کردیم مجبوریم که به چینی‌‌‌ها هر کاری دیگر که کردند چیزی نگوییم.

آقای رجب طیب اردوغان که حالا ما حداقل تا چندی پیش معتقد بودیم ایشان آمریکایی هست و حکومت‌‌‌های ترکیه آمریکایی هست؛ ایشان با این‌که هیچ یک از ادعاهای ما را ندارد و علی‌رغم این‌که کروات هم می‌‌‌زند لااقل سفیر چین در آنکارا را خواست و حالا به لحاظ اخلاقی و در عبارات و کلمات دو دور گوش سفیر چین را پیچاند که شما چرا مسلمانان را کشتار کردید من همان موقع‌‌‌ها یادداشتی نوشتم برای سر مقاله یکی از روزنامه‌‌‌ها تحت این عنوان که زنده باد کروات اردوغان. خوب حالا تیترش را عوض کردند و یک چیز دیگر کردند و حالا بماند. اما مسأله رابطه ما با فلسطین حالا که به صورت کمک دارد مطرح می‌‌‌شود بحثی نیست که بیاید از زاویه تکلیف انسانی به آن نگاه بشود بلکه باید به‌عنوان یکی از عناصر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در نظر گرفته بشود رابطه ما با فلسطین همچنان که رابطه ما با هر کشور دیگری، هر بخش دیگری از جهان باید یک بحث بنیادی تر و کلی‌‌‌تری صورت بگیرد به اسم منافع ملی؛ منافع ملی چه حکم می‌کند؟ آیا منافع ملی ما حکم می‌‌‌کند که به مسلمانان چچن کمک بکنیم آیا منافع ملی ما حکم می‌کند که وقتی مسلمانان چین مورد ستم قرار می‌گیرند ما به حکومت چین اعتراض بکنیم. این‌ها را منافع ملی ما رقم می‌‌‌زند نه شعر سعدی که مال هفتصد سال پیش است و می‌گوید بنی‌‌‌آدم اعضای یک پیکرند. اما تا آن‌جایی که مربوط به منافع ملی می‌شود جمله معروفی است از یکی از نخست وزیرهای انگلیسی که می‌‌‌گوید هیچ کشوری دوستان و دشمنان ثابت ندارد ما امروز ممکن است با یک کشور دوست باشیم فردا ممکن است به دلایل اقتصادی و غیره روابطمان خیلی دوستانه نباشد. به عکس ممکن است امروز با یک کشوری دشمن باشیم و فردا ممکن است به دلایل دیگری آن وضعیت فرق کرده باشد. بعد ادامه می‌‌‌دهد که چیزی که همواره برای هر کشوری و برای همه کشورها ثابت است منافع کشورش هست بنابراین هرجور رابطه هر جور کمک هر جور وضعیتی که ما در مورد فلسطین داشته باشیم باید ببینیم که منافع ملی ما چه می‌‌‌گوید. آیا منافع ملی ما به نفعش هست یا خیر؟ و صلاح نظام جمهوری اسلامی است که به فلسطینی‌ها کمک بکند یا نه؟ چه جوری کمک بکند؟ کمک‌‌‌های بشردوستانه بکند یا این‌که نه به اشکال دیگری اسلحه و مهمات در اختیارشان بگذارد؟ کدام وجهش را منافع ملی ما ایجاب می‌‌‌کند؟ نکته دیگر این‌که ما بالاخره یک روزی باید به یک مسأله اساسی و بنیادی حداقل در سطح آموزشی در کشورمان بپردازیم که فلسطین چیست و اسرائیل کدام است و به لحاظ تاریخی چه اتفاقی افتاده است این روایت‌ها، تئوری‌ها، نظریه‌‌‌‌ها و فرضیاتی که ما در ایران چه قبل از پیروزی انقلاب و چه بعد از پیروزی انقلاب برای خودمان در رابطه با فلسطین و اسرائیل ایجاد کرده‌‌‌ایم علی‌الاغلب غیرواقع بینانه است و مبنای تاریخی ندارد مقصودم این است که ما به هیچ وجه نخواستیم مناقشه اعراب و اسرائیل در پیدایش کشور اسرائیل را از یک منظر و از یک جایگاه تاریخی و واقع بینانه نگاه بکنیم عادت و تصور ما در خصوص تراژدی فلسطین این است که قریب به شصت سال پیش استکبار جهانی و استعمارگران صهیونیست‌‌‌ جمع می‌‌‌شوند در یک جایی در یک مکان مرموزی و تصمیم می‌‌‌گیرند برای خنجر زدن به اسلام برای این‌که جای پایی در یک منطقه از جهان به نام خاورمیانه پیدا بکنند و انگیز‌‌‌ه‌‌‌های دیگری که ما داریم نسبت به استعماری دهیم که تصمیم می‌‌‌گیرند کشور اسرائیل را ایجاد بکنند و بعد هم برای این‌که افکار عمومی در دنیا را بفریبند این‌جور وانمود می‌کنند که شش میلیون یهودی در جریان چهار سال جنگ جهانی دوم از بین رفته که افکار و احساسات اروپایی‌‌‌ها را جریحه دار بکنند و یک حالتی به وجود بیاید که به وجود آمدن کشور اسرائیل یک جور توجیه اخلاقی داشته باشد برای سرآغاز این‌ها همه قابل بحث است که اسرائیل چگونه به وجود آمد آیا به وجود آمدن اسرائیل توطئه بود توطئه انگلیس بود توطئه صهیونیست بین‌‌‌الملل بود توطئه انگلیس و آمریکا بود چه شد که قریب به شصت سال پیش اسرائیل به وجود آمد آیا به وجود آمدن اسرائیل اساساً ربطی به این پیدا می‌‌‌کند با مسأله هولوکاست که ما در ایران آمده‌‌‌ایم این را چسباندیم به مسأله پیدایش اسرائیل آیا زمینه‌‌‌های به وجود آمدن کشور اسرائیل خیلی خیلی پیش تر از جنگ جهانی دوم به وجود نیامده بود؟ این‌ها سؤالاتی است که متاسفانه در ایران مغفول مانده و به آن درست پرداخته نشده است بنابراین تصویری که به وجود آمده این است که در یک طرف حقی است به اسم فلسطین و فلسطینی‌ها و در یک طرف دیگر ظالمی است به اسم یهودی‌‌‌ها، صهیونیست‌‌‌ها، اسرائیلی‌ها و خوب وظیفه بشری ما وظیفه‌‌‌ اسلامی ما وظیفه دینی ما وظیفه اخلاقی ما ایجاب می‌‌‌کند که ما خصم ظالم باشیم و یار مظلوم باشیم این سیاه و سفیدی که ما برای خودمان ایجاد کردیم آن تصویر خیر و شر نور و ظلمتی که ما برای خودمان به وجود آوردیم در رابطه با مسأله فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها واقعیت این است که تصورات خودمان است و واقعیات موجود خیلی هم این‌جور نیست بعلاوه تا آن‌جایی که مربوط به فلسطین می‌‌‌شود من هیچ جوری نمی‌توانم ثابت بکنم ولی اگر کسی به من بگوید که عربستان سعودی که ما می‌‌‌گوییم که نوکر آمریکاست، کویت و امارات چندین برابر ما به فلسطینی‌ها کمک می‌‌‌کنند من نمی‌‌‌گویم که حرف مفت دارد می‌‌‌زند و سخن واهی می‌گوید یادمان باشد ما به مجموعه فلسطینی‌ها کمک نمی‌‌‌کنیم ما به یک گروه و یک جریان خاصی از فلسطینی‌ها کمک می‌‌‌کنیم که آن‌ها همسو و هم جهت با افکار و عقاید ما هستند؛ خود این هم باز قابل بحث است که اگر موضوع فلسطین است چرا ما داریم فقط به یک گروه و یک جریان خاص کمک می‌کنیم؟ خوب این‌ها جزئیات هست اصل بحث همان بحث منافع ملی است که آیا منافع جمهوری اسلامی ایران به خیر و صلاحش است که حتی به آن جریان خاص کمک بکند یا خیر.(تشویق حضار)

روان‌بخش:

راجع به نکاتی که حضرت عالی فرمودند که چرا ما به فلسطینی‌ها کمک می‌‌‌کنیم و این که از باب ترحم است ما این را نمی‌‌‌خواهیم بگوییم؛ گاهی وظیفه دینی اقتضا می‌‌‌کند به جایی کمک کنیم، خوب هم بحث ترحم است و هم وظیفه دینیمان هست و هم قلب رئوف ما اقتضا می‌کند که به یک آدم درمانده‌‌‌ای کمک کنیم اما مسأله فلسطین از این مسأله بسیار بالاتر است دلیلش هم این است که خود حضرت امام رحمت‌ا... علیه که یک مرجع تقلید است و رهبر جهان اسلام و رهبر انقلاب اسلامی، بیست سال قبل از تشکیل انقلاب اسلامی نسبت به این موضوع فریاد زدند آن موقعی که امام خمینی فریاد می‌‌‌زد اصلاً جمهوری اسلامی شکل نگرفته بود، یک مرجع تقلید است که وظیفه دینی مردم را تعیین می‌‌‌کند و می‌‌‌فرماید «در شرایط اسف انگیز فعلی بر هر مسلمانی لازم است که کلیه نیروهای خویش را برای آزاد کردن سرزمین‌‌‌های اشغال شده و انتقام از اشغالگران به کار گیرد وا... ولی التوفیق و جای تردید نیست که وظیفه‌‌‌ یک نفر مسلمانی که در دورترین نقطه‌‌‌های جهان به سر می‌‌‌برد همان وظیفه‌‌‌ای است که خلق مسلمان فلسطین امروز به آن مسؤول است؛ مسلمانان به مثابه دست یکدیگرند و همه در مسؤولیت عمومی یکساند. (صحیفه نور، ج2، ص202)

این حکم مربوط به سال 1347 شمسی 10 سال مانده به انقلاب اسلامی است، وقتی که امام در نجف تبعید بودند این حکم را برای همه مسلمانان صادر کرده‌اند. نظام اسلامی هم هنوز تشکیل نشده بود که شما می‌‌‌گویید این استراتژی نظام اسلامی است یا نه، در جایی دیگر ایشان می‌فرمایند «اسرائیل با تبانی و همفکری دولت‌‌‌های غرب و شرق زائیده شد این جمله‌‌‌ای که جناب دکتر در بحث منافع ملی می‌‌‌فرمایند، ببنید حضرت امام منافع ملی ما را قبل از انقلاب هم دارد تعیین می‌‌‌کند تا برسد به این‌که انقلابی شکل بگیرد و نظامی شکل بگیرید» اسرائیل با تبانی و همفکری دولت‌‌‌های استعماری غرب و شرق زاییده شد و برای سرکوبی و استعمار ملل اسلامی به وجود آمد و امروز از طرف همه استعمارگران حمایت و پشتیبانی می‌‌‌شود انگلیس و آمریکا با تقویت نظامی و سیاسی و با در اختیار گذاشتن اسلحه‌‌‌های مرگبار اسرائیل را به تجاوزات پی در پی بر علیه اعراب و مسلمین و ادامه اشغال فلسطین و دیگر سرزمین‌‌‌های اسلامی تحریص و وادار می‌سازد (فقط بنا نیست به فلسطین اکتفا کند شاید از نیل به فرات بیاید) و شوروی (آن‌ وقتی که رژیم اتحادیه جماهیر شوروی هنوز بوده است) با جلوگیری از مجهز شدن مسلمانان و با فریب و خیانت و سیاست سازش‌کارانه موجودیت اسرائیل را تضمین می‌‌‌نماید، اگر دول اسلامی و ملل مسلمان به جای تکیه به بلوک شرق و غرب به اسلام تکیه می‌‌‌کردند و تعالیم نورانی و ر‌هایی بخش قرآن کریم را نصب عین خود قرار داده و به کار می‌‌‌بستند امروز اسیر تجاوزگران صهیونیست و مرعوب فانتوم آمریکا و مقهور اراده سازش کارانه و نیرنگ بازی‌‌‌های شیطانی شوروی نمی‌‌‌شدند دوری دول اسلامی از قرآن کریم ملت اسلام را به این وضع سیاه نکبت‌‌‌بار مواجه ساخته و سرنوشت ملت‌های مسلمان را دستخوش سیاست‌های سازش کارانه استعمار چپ و راست قرار داده است (همان، ج 2، ص 439، 17 مرداد 1351) ببینید هنوز انقلابی صورت نگرفته امام دارد هشدار می‌‌‌دهد که تکیه بر شوروی و این‌ها نکنید جمال عبدالناصر با تکیه بر شوروی می‌‌‌خواست با اسرائیل بجنگد در وسط راه او را زمین زدند سکته کرد و مرد. اما امام می‌‌‌فرماید ما روی پای خودمان باید بایستیم. از سوی دیگر فلسطین مثل چچن نیست چچن استانی است در داخل روسیه، می‌‌‌خواست استقلال پیدا کند، خوب آن‌جا بحث داخلی است یک بحث جهانی نیست البته کشتار مردم چچن بارها توسط جمهوری اسلامی محکوم شد ما در مقابل شوروی و در برابر روسیه قدرت خود نشان داده‌ایم الان هم در بحث تحریم ایستادیم. در زمان حضرت امام وقتی در شوروی به سفیر ایران سیلی زدند و گزارش آن به حضرت امام داده شد، امام فرمودند سفیر شوروی را بیاورید و یک پاسداری که دست محکمی داشته باشد همان سیلی را به او بزند، سفیر را خواستند و یکی از پاسداران چنان به صورتش سیلی زد که از صندلی‌اش به زمین افتاد. (تشویق حضار)

بعد به او گفتند برو به اربابت بگو سیلی جواب سیلی است اینطور نیست که شما فکر کنید به خاطر یک قضیه‌‌‌ای در برابر چین یا در برابر روسیه کوتاه بیاییم مواضع جمهوری اسلامی از ابتدا معلوم بوده است «نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی» در قانون اساسی ما هم آمده است. آن‌چه درباره منافع ملی فرمود‌ید منافع ملی فقط در همدان تعیین نمی‌شود منافع ملی با سیاست خارجی ما گره خورده است اگر اسرائیل -این اژدها- رها شود جهان اسلام را مورد تعدی و تجاوز قرار می‌دهد و به همین دلیل آمریکا به آن کمک می‌‌‌کند. برای همین هم امام می‌‌‌فرمایند«بدانید که مقصود دول بزرگ استعمار از ایجاد اسرائیل تنها اشغال فلسطین نیست بلکه اگر به آنان فرصت داده شود تمام کشورهای عربی –العیاذ بالله‌- به سرنوشت فلسطین دچار خواهند شد، اکنون که گروهی از مردان فداکار فلسطین (من هم نگفتم همه‌اشان) گروهی از مردان فداکار فلسطین که مسؤول تعیین سرنوشت خویش به دست خویش - که همانا آزادی فلسطین است - بر ضد مشتی غاصب متجاوز قیام کرده‌‌‌اند و به جان برای ر‌هایی اراضی مغصوبه و سرزمین‌‌‌های اشغال شده کوشش می‌‌‌کنند می‌‌‌بینیم که عمال استعمار دیروز با آن‌ها در اردن چه کردند.» (همان، ج 2، ص 439) اگر اسرائیل از مشکلات داخلی‌اش رها شود اولین برخوردش با ایران است دارند جار می‌‌‌زنند، فریاد می‌‌‌زنند که هدف ما ایران است. همین اخیراً بوش مگر رسماً نگفت که گزینه نظامی روی میز من بود یکی از سایت‌های طرفدار آقای محسن رضایی هم از این جمله خیلی لذت برد گفت که آنوقت ایشان در تلویزیون آمد و گفت که آمریکا بناست حمله کند آقای احمدی‌نژاد در مناظره به ایشان گفته، بود که چرا توی دل مردم را خالی کردی؟ این سایت می‌‌‌خواست بگوید آن موقع که ایشان گفته درست بوده است. الآن که بوش رسماً گفت می‌‌‌خواستم این کار را بکنم تایید آن مدعاست که البته جوابش را دادند که بله می‌خواست ولی نتوانست.

آقای دکتر! آیا منافع ملی ما اقتضا می‌‌‌کند که اجازه بدهیم اسرائیل بیاید در بوشهر، با آن‌ها بجنگیم اگر هیچ انگیزه دینی هم نباشد منافع ملی اقتضا می‌کند که کشور خودمان را در معرض تهدید دشمن قرار ندهیم کسانی که هستند در آن‌جا دارند با اسرائیل می‌‌‌جنگند پدرش را هم در ‌‌‌می‌‌‌آورند؛ ‌حداقل ما کمکشان کنیم؛ از جهت سیاسی و غیره تا آن‌ها بتوانند بینی اسرائیل را به خاک بمالند که مالاندند.

آیا ‌حق اسرائیل بود که از نیل تا فرات بیاید؟ بله یکی از اهدافش ایران بود که حتی همدان را می‌خواست بگیرد ولی امروز در داخل سرزمین‌های اشغالی در باتلاق خودش فرو رفته و ناتوان شده است اخیراً یکی از فرماندهان ارتش اسرائیل گفته بود که ما اگر بخواهیم دست به ماشه ببریم می‌دانیم در معرض هزاران موشک از سوی حماس و از سوی حزب‌ا...، سوریه و ایران قرار خواهیم گرفت خودشان این‌ها را می‌‌‌فهمند. یعنی چی؟ یعنی اگر می‌‌‌توانستند به ما حمله کنند لحظه‌‌‌ای درنگ نمی‌کردند. این سیاست امام است اسرائیل نابود خواهد شد و طولی نخواهد کشید که نابود می‌‌‌شود.(تشویق حضار)

بنابراین درباره کمک به فلسطین هم یک تکلیف شرعی است که حضرت امام مرجع تقلید ما تعیین کرده است امام و ولی فقیه نائب حضرت بقیه‌ا... است به همه مسلمانان تکلیف کرده و همه باید اطاعت کنیم. هم منافع ملی ما آن را اقتضا می‌‌‌کند. اما بحثی که شما راجع به چچن و آفریقا و... مطرح کردید اتفاقاً نسبت به این کشورهای آفریقایی که شما نام بردید ایران اسلامی بیش‌ترین حمایت را از آن‌ها داشته است. و ‌زیر بالشان را گرفته است؛ کمک‌‌‌های فکری به آن‌ها می‌دهد برایشان سد ‌می‌‌‌سازد برایشان فعالیت می‌‌‌کند آن‌ها دارند فعال می‌‌‌شوند تا بتوانند روی پای خودشان بایستند‌

جناب آقای دکتر! شما می‌‌‌فرمایید که ما داریم یک طرف را حق می‌‌‌بینیم و طرف دیگر را باطل؛ این طور نیست نباید سیاه و سفید دید، یعنی شما اسرائیل را هم مقداری حق می‌‌‌دانید؟ خوب این‌که کراوات رجب طیب اردوغان نیز آن را قبول ندارد و آن را محکوم می‌کند(تشویق حضار) ما باید بگوییم زنده باد کراوات رجب طیب اردوغان؛ این مسأله شبیه حرف آن بنده خدایی است که به هنگام مرگ می‌گفت ما نفهمیدیم که بالاخره حق با علی بود یا معاویه!! مسأله فلسطین مسأله‌ای است که امروز همه دنیا حتی کفار به آن اعتراف دارند. نمی‌دانم شما چطور تحلیل می‌‌‌کنید که این طور نیست که یک طرف حق باشد و یک طرف باطل محض؛ نباید سیاه و سفید دید! این را مقداری توضیح بدهید.

اما راجع به کمک کویت و عربستان که شما ادعا کردید چند برابر ما کمک کرده‌‌‌اند؛ کدام کمک؟ به چه کسی؟ مگر وزیر جنگ عربستان سعودی نبود که بعد از جنگ سی و سه روز لبنان، نخست وزیر اسرائیل را تشویق‌‌کرد که به لبنان حمله مجدد نماید و اظهار داشت هزینه آن را خواهد پرداخت ولی اسرائیل جرأت نکرد؟ کدام حمایت؟ غزه ماه‌ها در محاصره بود، در جنگ بیست و دو روز چه کمکی کردند؟ مصر کمک کرد که حتی آن چندتا تونل را هم بست؟ عربستان کمک کرد؟ کدامشان حاضر شدند کمک مالی یا سیاسی بکنند؟ تنها این جمهوری اسلامی بود که مرد و مردانه ایستاد آقای احمدی‌‌‌نژاد رئیس جمهور ایران آن روزها نهایت تلاش خود را کرد همایش «دوحه» در قطر را راه انداخت تا کشورهای قطر و عربی را آوردند و از غزه حمایت کردند ولی عربستان حاضر نشد حتی در این در کنفرانس دوحه شرکت بکند! مردم عربستان می‌گویند که دولت ما هم پیمان با اسرائیل است، نه هم پیمان با حزب ا... و مردم فلسطین. فکر نمی‌کنم حتی خود مردم عربستان نیز با شما هم موضع باشند.(تشویق حضار)

زیبا کلام:

من نمی‌‌‌خواستم حقیقتش را بخواهید وارد کالبد شکافی تفکرات سیاسی آقای روانبخش و همفکرانشان نسبت به مسائل خاورمیانه بشوم چون فکر می‌‌‌کردم بحث بیش‌تر در جنبه‌‌‌ منافع ملی حرکت بکند در این حال مجبورم به دلیل مسائلی که ایشان گفتند من یک سری چیزها را مطرح بکنم توی مطالبی که آقای روان بخش گفتند، فرمودند که اسرائیل را به وجود آوردند که ضربه بزند به اسلام و کشورهای اسلامی و جبنش‌های اسلامی خوب این نکته را این حرف را این سخن را بارها و بارها شما شندید که استکبار جهانی و استعمار، اسرائیل را در قلب خاورمیانه به وجود آورده برای ضربه زدن به جنبش‌‌‌ها و جنبش‌‌‌های اسرائیل؛ اسرائیل در سال 1327 یعنی 62 سال پیش تأسیس شده است؛ سؤال من از آقای روانبخش این است در طی این 62 سال جنبش‌های اسلامی که در کشورهای خاورمیانه به وجود آمده است چندتا از آن‌ها از سوی اسرائیلی‌ها مورد هجوم قرار گرفته مستقیم یا غیر مستقیم؟ انقلاب اسلامی ایران را بیایید نگاه بکنیم؛ سال‌های 56 تا 57 که انقلاب داشت می‌شد، رژیم محمدرضا پهلوی مناسبات گسترده‌‌‌ای با اسرائیلی‌ها داشتند به صورت دو پهلو یا غیر مستقیم اسرائیل را به رسمیت شناخته بودند جایی سفارت فلسطین است سفارت اسرائیل بود شرکت‌‌‌های اسرائیلی در ایران توی کارهای صنعتی و اقتصادی و عمدتاً کشاورزی یکی از بزرگترین پروژ‌هایی که دولت ایران داشت با اسرائیل پروژه‌‌‌ی معروف به دشت قزوین بود بنابراین اسرائیلی‌ها کم نبودند در ایران سؤال، این جنبش اسلامی که به راه افتاده سال 56 سال 57 برای محمدرضا پهلوی چه کار توانستند بکنند چه سرکوبی کردند از جنبش اسلامی که به وجود آمده بود؟ آقای روانبخش! چه کار کردند این اسرائیلی‌ها؟ این یک نمونه، که یک حرکت اسلامی به وجود آمده و حسب تئوری شما که معتقدید اسرائیل برای این به وجود آمده بود خوب اسرائیلی‌ها باید خیلی‌ها کار می‌‌‌کردند ولی می‌دانید اسرائیلی‌ها خیلی زودتر از آمریکایی‌ها خیلی زودتر از انگلیسی‌ها خیلی زودتر از سایر اروپایی‌ها از ایران خارج شدند یعنی وقتی انقلاب شده بود هیچ چیزی از اسرائیل این‌جا باقی نمانده بود. سلیمان در خاطراتش می‌‌‌گوید از سال 56 که هر وقت مهمانی بود سفرا جمع می‌شدند یورنی دخرانی کاردار یعنی نفر اول اسرائیلی‌ها در ایران به ما می‌‌‌گفت ایران اوضاعش نابسامان است و من قویاً به شما توصیه می‌‌‌کنم از ایران خارج بشوید و خودشان شروع کرده بودند به خارج شدن. حسب تئوری آقای روانبخش که اسرائیل به وجود آمده برای ضربه زدن به جنبش‌‌‌های اسلامی ما وقتی می-بینیم جنبش اسلامی در ایران به وجود می‌‌‌آید اسرائیلی‌ها این‌جا را زودتر از همه ترک می‌‌‌کنند البته ما در دوران انقلاب به دلیل همان احساسات ضد یهودی که داریم به دلیل همان احساسات پاکی که نسبت به فلسطینی‌ها داریم، قطعاً آقای روانبخش باید یادشان بیاید اگرچه خیلی از شما نبودید آن موقع یا حداکثر طفل خردسالی بودید در جریان 17 شهریور، مردم ایران خیلی جدی می‌‌‌کفتند یک گروه کماندویی ویژه از اسرائیل آمده بود این‌ها هم از بالا با هلی‌‌‌کوپتر به مردم حمله کرده اند و هم کماندوهایشان روی زمین بوده‌‌‌اند و خیلی‌‌‌ها می-گفتند ما مکالمه‌‌‌ی این‌ها را شنیده‌‌‌ایم تو بی‌‌‌سیم با هم صحبت می‌‌‌کردند یک زبان عجیبی بوده که شبیه زبان عبری و خیلی جدی گفته می‌‌‌شده که کشتار 17 شهریور را یک نیروی ویژه‌‌‌ای که از اسرائیل آمده بود انجام داده است. اگر اشتباه نکنم حتی برخی از روزنامه‌‌‌ها یک چیزی شبیه یونیفرم علامت‌‌‌‌هایی که نظامی برای کشورهای مختلف می‌‌‌زنند عکس آن را در روزنامه کیهان چاپ کرده بودند گفته بودند آن کماندو‌هایی که آمده بودند 17 شهریور کشتار کردند این علامت به اصطلاح نظامی اشان بوده است که برای یکی از واحدهای ویژه‌‌‌ی اسرائیل است، بعد از 22 بهمن‌ روزنامه‌‌‌ها نوشتند که آن واحدی که کشتار 17 شهریور را انجام داده است دستگیر شده است و از مردمی که در 17 شهریور بودند و یا عزیزانشان به شهادت رسیده بود خواستند در صبح جمعه 17 شهریور در میدان ژاله بیایند در دادستانی انقلاب بیایند به اوین بیایند. آن‌ها، نه اسرائیلی بودند، نه سوئیسی بودند، نه آمریکایی بودند نه فرانسوی بودند؛ آن‌ها هموطنان شریف من و شما بودند که در ارتش شاهنشاهی ایران بودند.... (تشویق جمعی از حضار) البته بر اساس اعلام روز پنج شنبه 16 شهریور ساعت 10:30 11 شب سران رژیم شاه جمع می‌‌‌شوند و با توجه به راهپیمایی‌‌‌‌هایی که روز عید فطر و 5 شنبه‌‌‌اش روز 16 صورت گرفته بوده تصمیم گرفتند در تهران و هفت، هشت تا شهر دیگر اعلام حکومت نظامی بکنند اعلام حکومت نظامی می‌‌‌شود، از ساعت 12 آن شب یعنی از ساعت 12 هفده شهریور در تهران و چند شهر دیگر اعلام حکومت نظامی می‌‌‌شود آن واحدی که آمده بود به میدان ژاله آن روز صبح 17 شهریور دستور تیر داشت فرماندهشان به آن‌ها گفته بودند که متفرق می‌‌‌کنید به آن‌ها اخطار می‌‌‌کنید اگر که متفرق نشدند شلیک می‌‌‌کنید خیلی ساده و آن‌ها هم دقیقاً همین کار را کردند آن‌ها به کسانی که در میدان ژاله جمع شده بودند آن روز صبح جمعه گفتند متفرق بشوید و وقتی متفرق نشدند گلن گدنگ را کشیدند و دست به تیر شدند بچه‌ها فکر می‌‌‌کردند مثل همیشه است حداکثر گاز اشک آور شلیک می‌‌‌کنند چون از فروردین اردیبهشت آن سال مرتباً در تهران تظاهرات بود و اصلاً سابقه نداشت که اینجوری ببندند به رگبار و خوب بستند به رگبار و البته شد 17 شهریور ببینید، تنها چیزی که معلوم شد وجود نداشته در عالم واقعیت وجود یک نیروی ویژه از اسرائیل بوده که هواپیما یا هلی‌‌‌کوپتر آمده بودند به ایران من چقدر دیگر وقت دارم آقای مجری؟

مجری: وقتتان باز است خودتان می‌‌‌توانید انتخاب کنید من باز کورنومتر دارم آخرش به شما اعلام می‌‌‌کنم

زیبا کلام:

اتفاقاً من می‌‌‌خواهم یک مرحله بروم جلوتر بگویم که اگر اسرائیلی‌ها صهیونیستها خیلی بیل زن بودند دو تا بیل دم باغچه‌‌‌ی خودشان می‌زدند اگر عرضه داشتند می‌‌‌زدند. یعنی چی؟ یعنی آقای روانبخش نه تنها اسرائیلی‌ها اصلاً وظیفه‌‌‌ای نداشتند هدفی نداشتند ماموریتی نداشتند یا حتی داشند، به آن‌ها واگذار شده است ولی عرضه نداشتند انجام بدهند، آقای روانبخش! اسرائیلی‌ها اگر خیلی همت داشتند که جنبش‌‌‌های اسلامی را در ایران و ترکیه و اردن و لبنان و مصر و در جاهای دیگر سرکوب کنند، بروند خود حماس را سرکوب بکنند که از کنار گوششان فی الواقع یک جنش اسلامی صورت گرفته است... (تشویق حضار)

متاسفانه ما یک سری کلی‌ها را می‌‌‌بافیم و چون در ایران رادیو و تلویزیون و مطبوعات همه چیز و همه ارگان‌ها همه دست یک خط یک جناح هست حقایق پنهان مانده است. (تشویق جمعی از حضار)

همین مطالب را هی تکرار می‌‌‌کنیم و بدبختی این است که خودمان هم باورمان می‌‌‌شود که مطالب حقیقت دارد (تشویق جمعی از حضار) اسرائیل را به وجود آورده‌‌‌اند برای این‌که ضربه بزند به این جوری که آقای روانبخش گفته‌‌‌اند ضربه بزند به جمهوری اسلامی (تشویق جمعی از حضار) من واقعاً می‌‌‌خواهم اصرار دارم که آقای روانبخش نشان بدهند در این شصت سال چند تا مورد را نشان بدهند که اسرائیلی‌ها ضربه زدند به جنبش‌‌‌های اسلامی حالا در ایران و در جاهای دیگر که به وجود آمده است؟ بخش آخر عرایضم یا بسا ما شنیدیم که گفته می‌‌‌شود که یکی از دلایلی که صهیونیست‌‌‌ها استکبار جهانی اسرائیل را به وجود آورده‌‌‌اند این است که منطقه خاور میانه را منطقه بسیار بسیار مهمی از نظر انرژی از نظر نفت و گاز ما فکر می‌‌‌کنیم این آدمی که آمده تحصیل کرده است نفت و گاز که انرژی درست است صحبت می‌‌‌کند خاورمیانه از نظر نفت و گاز این‌ها خیلی مهم است و این‌ها غرب که به شدت نیازمند نفت و گاز خاورمیانه است این‌هم باز درست است غرب که مصرف کننده اصلی نفت و گاز خاورمیانه است پیش بینی کرده‌‌‌اند آینده‌‌‌نگری کرده‌‌‌اندکه چون وابستگی غرب و جهان صنعتی دارد به نفت و گاز خاورمیانه دارد بیش‌تر و بیش‌تر می‌‌‌شود پس بنابراین اسرائیل را به‌عنوان یک جای پا به وجود آورده‌‌‌اند کاری ندارم کدام یک از شماها این حرف‌ها را نشنیده‌‌‌اید توی این چه می‌‌‌دانم سال‌ها من از شما یک سؤال می‌‌‌کنم ممکن است که واقعاً یک عده‌‌‌ای نشسته باشند و اسرائیل را به وجود آورده‌‌‌ باشند برای پاسداری از نفت و گاز خاورمیانه برای این‌که غرب جا پا داشه باشد در نفت و گاز خاورمیانه اما فقط یک احتمال می‌‌‌تواند این چیز را ممکن کرده باشد آن هم کسانی که جمع شده بودند حدود 60 الی 62 سال پیش می‌‌‌خواستند اسرائیل را به وجود بیاورند نقشه خاورمیانه را چپکی گرفته بودند این جوری گرفته بودند می‌‌‌دانید چرا چون نفت و گاز خاورمیانه در جنوب آن است در خلیج فارس است نه در آن‌جا. در عراق است در شمال عراق است در کویت است در امارات است در خوزستان است شما از این درب که بیرون رفتید یک نگاه بکنید ببینید آن‌جایی که نفت و گاز خاورمیانه است منتها الیه جنوب خاورمیانه است اسرائیل در منتها الیه شمال خاورمیانه ایجاد شده است یعنی آن‌جایی که اسرائیل ایجاد شده است به فاصله‌‌‌ی صدها کیلومتر است نه یک کپسول گاز وجود دارد نه یک بشکه نفت، منتهی خوب مثل همان بحث سرکوب کردن جنبش‌‌‌های اسلامی حرکتهای اسلامی این هم گفته می‌‌‌شود خوب آدم‌هایی که می‌‌‌گویند تحصیل کرده هستند در رادیو می‌‌‌آیند می‌‌‌گویند در تلویزیون می‌آیند می‌‌‌گویند ما می‌گوییم که عجب! پس این‌جوری بوده، مرگ بر اسرائیل و.... ولی واقع مطلب این است. خواهران و برادران به خاطر خدا به خاطر دین به خاطر قرآن به خاطر پیغمبر به خاطر هرچی برایتان مقدس است یک مقداری تاریخ را مطالعه کنید ببینید اصلاً اسرائیل چی بوده است فلسطین چی بوده است خاورمیانه کجا بوده است اصلاً تاریخ چه جور بوده است و این‌قدر نروید دنبال تئوری‌های دایی جان ناپلئونی که به خاطر این که اسلام را آزاد بکنیم...


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic