تبلیغات
اخبار روز - استناد
جمعه 12 آذر 1389

استناد

   نوشته شده توسط: مینا نوروزی    


زیباكلام: استناد به بیانات‌امام(ره) استفاده ابزاری است!/ روانبخش: حرمت‌امام به گذاشتن بیانات ایشان روی طاقچه نیست

حجت‌الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش و دكتر صادق زیباكلام هفته گذشته در دانشگاه بوعلی همدان با موضوع «کمک به فلسطین؛ منافع ایران یا منافع اسلام؟» مناظره كردند.

به گزارش رجانیوز، در این مناظره، زیباكلام كه پیش از این به‌عنوان مدافع رضاخان شناخته می‌شد، به‌طور عجیبی در نقش مدافع موجودیت و توجیه‌كننده جنایات رژیم صهیونیستی ظاهر شد و بحث مفصلی در دفاع از رژیم اشغالگر ارائه داد.

بخش دوم متن كامل این مناظره در ادامه آمده است:

روان‌بخش:

متشکرم ما در منطق یک مغالطه‌‌‌ای داریم به نام پهلوان پنبه،(تشویق حضار).... مغالطه پهلون پنبه مغالطه‌ای است که رقیب نمی‌‌‌تواند رقیب را بزند یک چیزی می‌‌‌اندازد گردنش که او نگفته است.... (تشویق حضار) دوستان مستحضر هستند ضبط هم شده است من جایی نگفتم اسرائیل آمده جنبش‌‌‌های آزادی بخش را سرکوب کند که شما 20 دقیقه راجع به این صحبت کردید....(تشویق حضار)

نکته‌‌‌ دوم این که آقای دکتر قرار بود افکار ما و دوستان و همفکران ما را کالبد شکافی کنند، ولی ظاهراً نشد من حرف‌هایی که این‌جا زدم و از روی کتاب خواندم حرف‌های امام است فکر من نیست شما موضع خودتان را مشخص کنید شما در مناظره قبلی خودتان فرمودید که وقتی شما در «ننو» بودید ما اعلامیه‌‌‌های امام را پخش می‌‌‌کردیم (تشویق حضار) من این جمله را نمی‌گویم آقای دکتر در مناظره مشهد به من گفتند وقتی شما در «ننو» بودید ما اعلامیه امام را در لندن و... پخش می‌کردیم و طرفدار مطالب امام بودیم فکر نکنم شما امام را قبول نداشته باشید قطعاً قبول دارید اگر ندارید باید روشن موضعتان را رسماً مشخص کنید. این حرف‌های امام بود پس من هرگز بحث جنبش‌‌‌های آزادی بخش را مطرح نکردم بلکه بالاتر، حرف امام این است که اگر اسرائیل را که در منطقه تأسیس کرده‌‌‌اند ادامه حیات پیدا کند اصلاً نه تنها کشورهای عربی بلکه جهان اسلام در خطر است نمونه‌‌‌اش را هم که دارید می‌‌‌بینید اول که تشکیل شد‌ چه اندازه بود؟ به مرور زمان پیشروی کردند جنوب لبنان را گرفتند صحرای سینا را گرفتند بلندی‌های جولان را گرفتند همین طور داشتند می‌آمدند جلو، این زمانی بود که احساس می‌‌‌کردند نیرویی در مقابلشان نیست، جنگ شش روزه که دیگر خواب و خیال نیست میدان ژاله نیست که بیاییم ببینیم آیا سندی برایش داریم که ببینیم آن‌ها در میدان ژاله‌ حمله کردند یا نکردند؛ در جنگ شش روزه، اسرائیل با چه کسی می‌جنگید؟ با مسلمانان داشت می‌‌‌جنگید متاسفانه آن روز دولت شاه که شما از طرفشان صحبت می‌‌‌فرمایید حامی رژیم صهیونیستی بود، سوخت برای آن می‌‌‌فرستاد به صهیونیست‌ها کمک می‌‌‌کرد. وقتی پدران ما می‌‌‌رفتند مکه، عرب‌ها به آن‌ها می‌‌‌گفتند شما یهودی هستید چرا چون شما حامی رژیم صهیونیستی هستید. سران اسرائیل نخست وزیرشان رسماً به کشور ما سفر می‌کردند ارتباطات خوب سفارت اسرائیل با شاه که دیگر خواب و خیال نیست یا این را هم می‌‌‌گویید نبوده است؟ خوب این‌ها دیگه از مسائل روشن است. بنابراین اولاً من که چنین چیزی را نگفته بودم که اسرائیل برای سرکوب جنبش‌ها تشکیل شده است ثانیاً این‌که فرمودید که انقلاب اسلامی یک جنبش بود چه طور نتوانستند سرکوب کنند نتوانستن یک چیز است نخواستن یک چیز دیگری است بله البته آن‌ها می‌خواستند ولی نتوانستند. اسرائیل عددی نیست که بخوهد در مقابل انقلاب اسلامی مقاومت کند (تشویق حضار)

این‌که می‌‌‌فرمایید‌ آن‌ها در ایران بودند وقتی انقلاب پیروز شد رفته بودند؛ خوب، چند هزار آمریکایی‌ هم قبل از این‌که انقلاب پیروز بشود فرار کردند و رفتند. دلیلش این است که بالاخره آن‌ها هم عقل دارند می‌‌‌فهمند که ملتی که الان یکپارچه بلند شده است در سراسر کشور، اگر این انقلاب پیروز می‌شود و آن‌ها این‌جا باشند ملت پدرشان را در می‌آورند بنابراین زودتر فرار کردند...(تشویق حضار)

این که می‌‌‌فرمایید در میدان ژاله شما چندتا دلیل دارید که اسرائیلی‌ها نبودند بر فرض که معلوم باشد که آن‌ها نبودند ولی اسنادی وجود دارد که شکنجه گران ساواک در اسرائیل دوره دیده بودند و این نیازی به این ندارد که اسرائیلی‌ها بیایند این‌جا شکنجه بکنند یا در میدان ژاله مستقیماً آدم بکشند آموزش‌هایی که این‌ها داشتند و حمایتی که اسرائیل و آمریکا از شاه می‌‌‌کردند نمی‌توان پنهان کرد و گفت که چنین چیزی نبوده است. بنابراین ‌اگر سندی هم نداشته باشد من دنبال اثبات این سند نیستم.

اما راجع به موضوع چین سیاست جمهوری اسلامی یک سیاست مبنایی و درست است. ببینید من این بحث را در مشهد هم خدمت شما عرض کردم من طلبه حوزه علمیه قم هستم انتظار این‌است که بحث مبنایی ‌کنم، بحث دینی بکنم حالا اگر شما واکاوی و موشکافی کنید من خیلی خوشحال می‌‌‌شوم چون فکر من همین است که خودم دارم می‌گویم. احکام اسلام دو گونه است احکام ثابت و احکام متغیر؛ به تعبیر دیگر یا احکام اولیه است یا احکام ثانویه احکام اولی و احکام ثابت دین، تغییر پذیر نیست نماز صبح دو رکعت است و واجب، هزار سال دیگر هم تغییر نمی‌‌‌کند هیچ کس نمی‌تواند بگوید بشود 4 رکعت. حج همینطور است روزه همین طور است این‌ها احکام ثابت اسلام است. یک سری احکام داریم احکام متغیر و ثانویه هستند که بنابه مصالحی ممکن است تغییر بکند به‌عنوان مثال فرض کنید که غصب حرام است، ورود بدون اجازه مالک به ملکش حرام است اما اگر متوجه شدیم بچه همسایه در خانه‌اش در حوض افتاده و در حال خفه شدن است، پدر و مادرش هم نیستند؛ ورود به ملک همسایه بدون اذنش جایز نیست آیا باید بنشینیم تا خفه بشود؟ اسلام می‌‌‌گوید این حکم متغیر است در این‌جا مصلحت اقوایی وجود دارد که اقتضا می‌کند شما بدون اذن مالک وارد ملکش ‌شوید بچه را نجات ‌دهید این احکام ثانویه است. در سیاست خارجی نیز دو حکم ثابت و متغیر داریم اولی و ثانوی حکم اولی اسلام در سیاست خارجی اصل عدم سلطه است لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا هیچ کافری حق ندارد بر مسلمین تسلط پیدا کند این حکم اولی است ما نه سلطه می‌‌‌پذیریم و نه بر کشوری سلطه پیدا می‌کنیم؛ استقلال اصل ثابت ماست ما باید استقلالمان را حفظ کنیم وفای به عهد اوفو بالعقود صریح قرآن است خطاب می‌‌‌کند به ما که به عهدتان وفادار باشید. در جنگ صفین که کار به حکمیت -کشید و حضرت مجبور شدند معاهده را بپذیرند بعضی‌‌‌ها پیشنهاد دادند عهد نامه را بهم بزنیم حضرت فرمودند نه عهدنامه امضا شده است. وقتی قطعنامه 598 از سوی امام(ره) پذیرفته شد بعضی از فرماندهان گفتند در اهوازو خرمشهرو فلان منطقه آنقدر نیرو آمده که می‌توان با آن‌ها حتی بصره را گرفت امام فرمودند عهدنامه امضا شد ما پذیرفتیم «اوفوابالعقود» حکم اولی در سیاست خارجی ماست. عدالت در روابط بین‌الملل، ما با کشورهای دنیا اگر ارتباط داریم بر اساس عدالت است. تحقق صلح جهانی، توسعه توحید دین و معنویت تعهد به وحدت اسلامی، برادری اسلامی این‌ها احکام اولیه ماست اما یکسری احکام ثانویه هم داریم؛ احکام ثانویه و احکام متغیر یا احکام حکومتی؛ آن‌جا ممکن است تغییر بکند همانطور که حکم غصب تغییر می‌‌‌کرد ما اصولی داریم که قابل تغییر است. بر این اساس رهبر جمهوری اسلامی راهبردهای نظام را تعیین می‌‌‌کند مقام معظم رهبری فرمودند راهبردهای نظام بر اساس حکمت عزت و مصلحت تعیین می‌شود. مواردی است که مصلحت اقتضاء می‌‌‌کند همان حکم اصلی را کنار بگذاریم مثل غصب و وارد خانه‌‌‌ی مردم بشویم باید هزینه فایده کرد. شما سؤالتان همیشه این است که چرا ما در بحث چچن دخالت نکردیم و چرا در فلان جا کاری نکردیم البته موضوع کاملاً متفاوت است ولی در عین حال اگر کاملاً مشابه هم بدانیم شما می‌گویید چرا آن وقت و در آن مورد چیزی نگفتیم؟ این‌جا بحث مصلحت است. یعنی هزینه، فایده کردن در ‌قانون اساسی ما به عهده‌‌‌ رهبری نظام گذاشته شده که با مشورت با کارشناسان و اعضای مجمع تشخیص مصلحت انجام می‌شود به‌عنوان مثال شما بحث مسلمانان چین را فرمودید آن موضوع به اندازه‌‌‌ای که اردوغان تذکر داده ما هم تذکر داده‌‌‌ایم به سفیرش تذکر داده شده است اما این‌که ما بیاییم در این شرایط با چین وارد جنگ بشویم باید ببنیم در این شرایط اصلاً می‌‌‌توانیم با یک ابر قدرت بجنگیم؟ خوب چه کار می‌‌‌توانیم بکنیم؟ اگر شرایطش را داشته باشیم آنقدر اقتدار پیدا کنیم که ان شاء ا... پیدا خواهیم کرد که بتوانیم با ابر قدرت‌ها بجنگیم می‌‌‌دانید یکی از جهاد‌هایی که ما داریم جهاد ابتدایی است یعنی ما جنگ را شروع بکنیم نه آن‌ها؛ یعنی آنچه که در ظهور امام زمان(عج) اتفاق خواهد افتاد؛ که لزومی ندارد که آن‌ها شروع کنند و ما دفاع کنیم. اگر روزی از اقتدار لازم برخوردار بشویم می‌‌‌گوییم بله، منتها الان در آن شرایط نیستیم آقای دالایی لاما رهبر آن حرکت بود نمی‌‌‌گویم مسلمان بود که شما اشکال بکنید که مسلمان نبود. جمهوری اسلامی دارد می‌بیند که این آقا صبحانه‌‌‌اش در کاخ سفید با بوش می‌‌‌خورد بستنی‌‌‌اش را با اوباما می‌‌‌خورد بعدش حالا آمده است رهبری یک حرکت جدایی طلبانه در چین را به عهده گرفته است آیا جمهوری اسلامی می‌تواند بیاید در زمین دشمن بازی بکند؟ ما هرگز در میدان دشمن بازی نمی‌‌‌کنیم حواسمان هست داریم چه کار می‌‌‌کنیم بیاییم مملکتمان را با کشور چین بر سر مسأله‌‌‌ای درگیر کنیم که عده‌ای می‌خواهند آن‌جا استقلال ایجاد کنند! آیا واقعاً مسلمان‌ها دنبال این کارها هستند یا مثلاً آقای دالای لاما دنبال این بحث هست. بنابراین به این می‌گویند هزینه، فایده. کار هر کسی هم نیست این رهبر مملکت است که بر اساس عزت جمهوری اسلامی و بر اساس حکمت تصمیم می‌گیرد.و مصلحتی که اقتضا می‌‌‌کند پس ما در موضوع چین نیز بی‌‌‌تفاوت نیستیم اما باید دید مصلحت و هزینه، فایده چه اقتضا می‌‌‌کند و آیا به قول شما منافع ملی ما چنین چیزی اقتضا دارد یا نه. ما باید ببنیم که در چه میدانی داریم وارد می‌‌‌شویم. (تشویق حضار)

زیبا کلام:

من در دانشگاه مشهد که در خدمت حاج آقای روانبخش بودم باز همین مسأله مطرح شد و من واقعاً آن روز فکر کردم که مثلاً اشتباه سهوی بوده ولی نمی‌‌‌دانم چرا ایشان اصرار دارند بگویند دالایی لاما رهبر مبارزات مسلمانان چین است، حالا یقیناً اگر حساب کتابی می‌‌‌بود دوتا پرونده علیه ایشان در قوه قضاییه تشکیل می‌‌‌شد یکی از طرف مسلمانان چین (تشویق جمعی از حضار) دالایی لاما مذهبش خیلی خوبه عالیه ولی خدای نادیده را قبول ندارند ما خدای نادیده را قبول داریم و پرونده دوم هم از سوی دالایی لاما بود که آقا جان من بودایی هستم من اینم من آنم من کجا رهبر مسلمانان هستم البته این نشان می‌‌‌دهد که ‌ملاک برایشان این هست که هر کسی که با بوش نهار بخورد یا صبحانه بخورد و با اوباما‌ بستنی و قهوه‌‌‌اش را بخورد فاسد است خراب است... در عین حال این نشان می‌‌‌دهد که ایشان چقدر دلش می‌‌‌خواست که خداوند عزت باعث نجاتشان می‌‌‌شد و رهبر مسلمانان چین می‌‌‌رفت با بوش قهوه می‌‌‌خورد و با آن یکی قلیان می‌‌‌کشید (تشویق جمعی از حضار) نکته‌‌‌ جدی‌‌‌تر و اساسی‌‌‌تر که باز در مشهد مطرح شد که باز این‌جا هم دارد مجدداً هی مطرح می‌‌‌شود ببینید هم حضرت آقای اسدی(مجری) فراز‌هایی از کلام امام را خواندند من به اندازه‌‌‌ کافی گمراه هستم شما دیگر نمی‌‌‌خواهد من را گمراه بکنی.... (تشویق جمعی از حضار)

آقای روانبخش عزیز هم فراز‌هایی از سخنان امام در مورد مسأله اسرائیل را خواندند و سؤالشان هم این است که امام گفتند که اسرائیل این جوری است فلسطین اینجوری است شما تکلیفت را با ما روشن کن شما اگر امام را قبول دارید پس چی می‌‌‌گویید شما، باید همین چیز‌هایی که ما می‌‌‌گوییم در مورد اسرائیل بگویید و‌گر‌نه تکلیف خودتان را با مردم روشن ‌کنید. من در دانشگاه مشهد هم در اردیبهشت ماه که خدمت جناب آقای روانبخش بودم گفتم ببینید حاج آقا من در جمع هم مطرح کردم به‌عنوان قاعده کلی هیچ وقت از امام نقل نمی‌‌‌کنم چون معتقدم که نقل کردن از امام به لحاظ مبارزه‌‌‌ای که دارم با طرف مقابلم می‌‌‌کنم، یک جور دوپینگ کردن است درست نیست به لحاظ اخلاقی برای این‌که شما طرف را می‌‌‌گذارید در یک گوشه‌‌‌ای که او آن‌وقت باید بگوید که من قبول دارم یا ندارم البته من نظر خودم را می‌گویم ببینید یک سری افراد بودند که در زمان حیات امام(ره) و بعد در زمان فوت ایشان که الان هم بیست و اندی از آن گذشته جدای از مسائل سیاسی جدای از این‌که ایشان جایگاهشان رهبر انقلاب بوده از نظر شرعی مقلد ایشان بودند حالا یکی مقلد مرحوم آقای بهجت بود یکی مقلد مرحوم آقای منتظری بود یکی مقلد آقای اراکی بود و این‌ها..... یک عده‌‌‌ زیادی هم مقلد امام بودند من تا آن‌جایی که می‌‌‌دانم اگر امام حکم شرعی بدهند در خصوص یک موضوع بر مقلدین شرعی ایشان لازم و واجب است که از این حکم از این فتوا تبعیت بکنند یعنی چی یعنی می‌‌‌دانید که در مورد اصلاح، کردن تیغ انداختن صورت آقایان بعضی از مراجع هستند که حرام می‌دانند حالا بعضی‌‌‌ها هستند که می‌‌‌گویند اگر نکنید بهتر است ولی حرام نمی‌‌‌دانند و یا در سفر حج که آفتاب به شما بخورد یا نخورد باید چتر بگیرید یا نگیرید و خیلی مسائل دیگر این‌ها هست‌ که آن‌چه امام گفتند در خصوص مسائل این‌چنینی هست یعنی مسائلی که یک مقلد نمی‌‌‌تواند از خودش یک رأی دیگری را وسط بیاورد و اگر واقعاً تقلید می‌‌‌کند از آن مرجع، باید در آن مسائل شرعی آن چیزی که مرجعش می‌‌‌گوید اطاعت کند یک وقت است آن چیزی که امام گفتند حالت حکم شرعی و فقهی ندارد یک نظر سیاسی است. آقای روانبخش! شما این را از کجا درست کردید که اگر ولی فقیه یک نظر سیاسی بدهد ماها مجبور هستیم، مکلف هستیم که از آن تبعیت کنیم این‌ها را از کجا آوردی. سؤال آیا امام اگر نظری را در مورد فلسطین گفتند نظری در مورد آمریکا و اسرائیل گفتند آیا این نظر یک نظر سیاسی هست یعنی از جایگاه سیاسی این را گفتند یا این‌که یک نظر فقهی است یک نظر شرعی است مثل همانی که من می‌‌‌توانم صورتم را اصلاح بکنم یا نه یا خانم‌‌‌ها می‌‌‌توانند با لاک وضو بگیرند نماز بخوانند یا نه؟ کدام یک‌ از این‌ها هست؟ به نظر من اتفاقاً آقای روانبخش و دوستانشان بزرگ‌ترین ظلم را دارند به امام می‌کنند (تشویق جمعی از حضار) می‌دانید چرا؟ برای این‌که این‌ها بدبختانه از امام استفاده ابزاری می‌‌‌کنند (تشویق جمعی از حضار) نگاه می‌‌‌کنند ببینند که کجا حرف امام به نفعشان است آن را تابلو می‌‌‌کنند می‌‌‌گویند چه چیزی است آقای زیباکلام چی می‌‌‌گویی می‌‌‌گویند امام گفته آقای روانبخش! من هم می‌توانم چیز‌هایی که امام در حق حاکمیت مردم گفته اند را بگویم و بعد به شما می‌‌‌گویم آقای روانبخش آیا امام حق حاکمیت را در تجزیه و تحلیل نهایی به مردم دادند یا ندادند شما تکلیف را روشن کن آقای روانبخش! من هم می‌‌‌توانم به شما بگویم که آقای روانبخش امام گفتند که مجلس در رأس امور است هست یا نیست(تشویق جمعی از حضار) ولی خواهران برادران اگر من هم گفتم بدانید دارم استفاده ابزاری می‌‌‌کنم (تشویق جمعی از حضار) نباید از امام استفاده ابزاری بکنیم من اگر معتقدم که مجلس در راس امور است باید بیایم بحث کنم استدلال کنم این‌جا دانشگاه است باید دلیل بیاورم و بگویم به این دلیل مجلس در رأس امور باشد من اگر معتقدم که مجلس در رأس امور نیست قوه مجریه باید در رأس امور باشد باید دلیل بیاورم این که شما یک نقل قول از امام می‌‌‌آورید، می‌‌‌خواهید دهن طرف را ببندید به نظر من این کار فضیلت اخلاقی نیست و.... کارتان حرام نیست ولی به نظر من خیلی کار جالبی انجام نمی‌‌‌دهید.....(تشویق جمعی از حضار)

اما یک نکته دیگر را من بگویم در خصوص این‌که اگر امام چیزی را گفته‌‌‌اند چه وجهی پیدا می‌‌‌کند این داستان این جوری که من گفتم فی الواقع اگر اشتباه نکنم در سال 62 یا 63 در مجلس شورای اسلامی دوم شما می‌‌‌دانید که رهبری و یک عده که ایشان آن موقع رئیس جمهور بودند با آقای مهندس موسوی خیلی آبشان توی یک جوی نمی‌‌‌رفت (تشویق تعدادی از حضار) و ایشان به‌علاوه یک فراکسیون از مجلس دوم معتقد بودند که آقای میرحسین موسوی نخست وزیر نباشد و یک آقای دیگری نخست وزیر باشد و بحث‌‌‌های زیادی شد و نهایتاً بحث کشیده شد به امام که آیا ما نمایندگان مجلس مجاز هستیم آیا اجازه داریم آیا ما می‌‌‌توانیم آیا ما باید به مهندس میرحسین موسوی حکماً رأی بدهیم یا نه امام گفتند چون شرایط جنگ است و اگر مهندس موسوی رأی بالا‌ در مجلس نیاورد این می‌‌‌تواند باعث تضعیف جایگاه دولت در جنگ و در مسائل بین الملل و این‌ها بشود ببینید آدم باید درست نقل بکند امام مقیدشان نکردند امام نگفتند شما باید رای بدهید امام گفتند‌ این نظر من است من فکر می‌‌‌کنم امام گفتند که این نظر من است به خیر و صلاح شما و این دولت است که نمایندگان دولت مجلس رای بالایی بهش بدهند داریم با عراق مبارزه می‌‌‌کنیم، ولی نود و خورده‌‌‌ای از نمایندگان مجلس علی رغم توصیه‌‌‌های امام به آقای مهندس میر حسین موسوی رأی مخالف دادند بعد خیلی‌‌‌ها که دنبال اینجور بحث‌‌‌ها هستند گفتند ولایت فقیه تضعیف شد ولایت فقیه را قبول ندارید وه اینجوری است وه آنجوری است. خود امام جلویشان را گرفتند خود امام فرمودند شما اصلاً حق ندارید، نماینده مجلس آزاد است که نظرش را بدهد من هم نظر خودم را دادم (تشویق حضار) ببینید این بحث به‌عنوان بحث مولوی و ارشادی مطرح شد یعنی یک وقتی است که امام یک چیزی را به‌عنوان ارشاد کننده، توصیه کننده می‌گوید. آن‌چه که امام می‌‌‌گوید بعضاً جنبه ارشادی دارد توصیه می‌‌‌کند خواستید عمل کنید نخواستید عمل نکنید بعضی از نکاتی که ایشان می‌گویند بعضی از مطالبی که ایشان می‌گویند جنبه مولوی دارد یعنی از جایگاه ولی از جایگاه رهبر و مسؤولین کشور دارند می‌گویند آن فرق می‌‌‌کند من نمی‌‌‌دانم این داستان اگر امروز اتفاق می‌‌‌افتاد چی می‌‌‌شد و چه بلوایی به راه می‌‌‌افتاد. اما من معتقدم این شیوه شیوه درستی نیست من هم می‌‌‌توانم به ایشان بگویم که امام گفتند بعد از کشتار زوار ایرانی در مکه سال 66 اگر از حزب بعث و صدام بگذریم از فهد و آل سعود نمی‌‌‌گذریم یعنی هیچ وقت ما به خاطر جنایتی که این‌ها سیصد چهارصد تا زائر ایرانی را کشتند دو سال بعدش سه سال بعدش جنگ تمام شده بود و وزیر خارجه وقت آقای رفسنجانی تشبیه کرد از ایران و عربستان به‌عنوان دو بال جهان اسلام یعنی اگر جهان اسلام را مثل دوبال یک کبوتر بگیریم ایران و عربستان سعودی دو بالش هستند باز یک عده راه افتادند که وه مگه امام نگفته بود اگر از صدام و حزب بعث بگذریم از فهد و آل سعود نمی‌‌‌گذریم شما چرا این را گفتید؟ آقای هاشمی رفتند به امام گفتند نه آقا من هنوز بر سر آن حرف هستم ولی شما ببینید مصالح و منافع کشور چه چیزی اقتضا می‌‌‌کند شما بروید آن را انجام ‌دهید (تشویق حضار)

مجری: در مناظره با آقای زیباکلام اجازه خواستم از ایشان که جملاتی از حضرت امام نقل کنم یا نه خود آقای دکتر اجازه دادند وگرنه مجری باید کاملاً عدالت را رعایت کند.

زیبا کلام:

خوب اگه من می‌‌‌گفتم نه، که واویلا می‌‌‌شد.

روان بخش:

جناب آقای دکتر من خیلی به مسائل جزیی نمی‌خواهم بپردازم برای این‌که جلسه مفیدتر و فایده بیش‌تری داشته باشد این نکته‌ای که در مورد دالای لاما مطرح شد کافی است که مراجعه کنید به گوگل و یک سرچی بکنید و ببینید ایشان کیست که دیگر نیازی به بحث ندارد ما هم نگفتیم مسلمان است ما گفتیم رهبر جدایی طلبان است البته مسلمانان نیز ممکن است تحت تأثیر او قرار گرفته باشند نکته بعدی این که یک وقتی مصاحبه‌‌‌ای از آقای دکتر خواندم و در مشهد خدمتشان عرض کردم فرمودند درست است فرمودند یک بار من موفق شدم قرآن را با ترجمه‌اش قرائت کنم کسی که اطلاعاتش در اسلام همین مقدار باشد خوب طبیعی است که نظرات اسلامی اش معتبر نباشد(تشویق حضار) راجع به بحثی که مطرح فرمودید گرچه از موضوع بحث به نحوی خارج می‌‌‌شویم ولی در عین حال چون مطرح کردند و به نحوی به بحث فلسطین مربوط است بحث می‌کنیم جناب آقای دکتر! به اجماع تمام فقهای شیعه اگر مرجع تقلیدی،‌ حکمی بکند بر همه مردم چه مقلدین خودش و چه مقلدان مراجع دیگر حتی بر فقهای دیگر و مراجع دیگری که هم تراز او هستند واجب است از او اطاعت ‌کنند آن‌چه که امام(ره) فرمودند در رابطه با مسأله فلسطین قبل از انقلاب است اصلاً هنوز انقلابی هم شکل نگرفته بود به‌عنوان یک مرجع تقلیدی در کنار سایر مراجع ایشان یک حکم کردند و طبق مبنای همه فقها هیچ کس هم در این تردیدی نکرده است حکمی که امام کرد بر همه مردم مسلمان واجب می‌‌‌شود حتی بر سایر فقها، پس این بحثی نیست که بگوییم سیاسی محض است و تمام شدو رفت، نکته دوم این‌که شما می‌فرمایید که حالا اگر نظر سیاسی باشد ما مکلف هستیم یا نیستیم؟ اصلاً اسلام سیاستش از دیانتش جدا نیست 60 الی 70درصد احکام اسلام سیاسی است آیا یک مرجع تقلید برای همین است که بگوید غسل جنابت چه جور بکنید و وضو و تمیم چطور است (تشویق جمعی از حضار)

یعنی شما شناخت‌تان نسبت به مرجع تقلید همین است؟ احکام سیاسی اسلام به مراتب بیش‌تر از احکام فردی است کتاب حدود، کتاب دیات، کتاب قصاص، کتاب متاجر، کتاب بیع سایر کتب فقهی 60 الی 70 درصد آن‌ها مسائل حکومتی است سیاسی اجتماعی است، احکام فردی آن بسیار نادر است. وقتی که نظامی تشکیل ‌شود حکومتی تشکیل ‌شود و فقیهی در رأس حکومت قرار بگیرد و متولی احکام حکومتی اسلام ‌شود، سایر مراجع هم همه به اتفاق نظرشان این است که باید تبعیت کرد. همین الان هم مراجع فعلی نظرشان این است ولی فقیه که حضرت آیت ا... خامنه‌‌‌ای هستند (صلوات حضار) اطاعت از ایشان واجب است و تضعیف نظام را حرام می‌‌‌دانند بنابراین بحث این‌که ما بحثی را سیاسی کنیم بحثی را حکومتی کنیم مباحثی است که از تفکر سکولاریستی بر می‌‌‌خیزد و نه تفکر اسلامی، بله سکولاریست‌ها چنین تفکراتی دارند که می‌گویند اسلام و دین فقط یک سلسله ارتباط انسان با خداست اما اگر بحث می‌کنیم اسلام را بشناسیم خواهیم دید مسائل حکومتی و مسائل اجتماعی و سیاسی‌‌‌اش به مراتب بیش‌تر از مسائل فردی است. حتی ‌آقای صانعی در کتاب ولایت فقیه می‌‌‌نویسد اگر فقیهی متولی یک کاری شد و حکم صادر کرد و دستور و امری صادر ‌کند فقهای دیگر اگر نظرشان مخالف آن فقیه باشد حق مبارزه و مخالفت ندارند حتی می‌‌‌گوید حق مصاحبه هم ندارند حتی خودشان هم برایشان واجب است که اطاعت کنند گرچه آن‌را قبول نداشته باشند.(تشویق حضار) اما این نکته‌‌‌ای که حضرت عالی می‌‌‌فرمایید که حرمت امام این است که حرفی از ایشان نقل نکنیم و بالاخره ممکن است که جانب دارانه باشد من حرمت امام را در این نمی‌‌‌بینم که امام خوبی بودی و بگذاریم بالای طاقچه و فقط نگاهش کنیم و حرفی از آن نقل نکنیم(تشویق حضار) اتفاقاً باید از امام نقل کرد ولی درست وکامل. حضرتعالی در مشهد فرمودید من حرفی از حضرت امام نقل نمی‌‌‌کنم ولی همانجا یادتان هست هفت هشت مورد از امام نقل کردید همه آن‌ها هم برخلاف بود و هیچکدام درست نبود...(تشویق حضار)

امام آن‌چه گفته‌‌‌اند باید عمل کرد ما بحث گزینشی هم نداریم چپ و راست و اصولگرا‌ نداریم هر کسی می‌‌‌خواهد باشد, ولی فقیه یک مقامی بالاتر از مرجعیت دارد یعنی جانشینی امام زمان (تکبیر حضار) برهان اگر خواستید، بیایید بنشینید با هم صحبت کنیم هم برهان عقلی دارد هم برهان نقلی و فقهی دارد و همه فقها هم به این معتقدند و هیچ فقیهی خلاف این را نمی‌‌‌گوید همه می‌‌‌گویند ولایت فقیه ولایتش واجب است، منتها در حدودش بحث است، هیچ فقیهی اصل ولایت را منکر نیست جز آقای منتظری که آن هم این اواخر فقط نظرش را داد و رفت او ولایت را وکالت می‌‌‌گفت ولی درمیان فقهای دیگر اختلاف نیست. بحث ولایت بحثی نیست که کسی منکرش بشود(تشویق حضار) آخرین نکته این‌که باز مطرح کردید امام فرمودند هیچ وقت از آل سعود نمی‌‌‌گذریم و امثال ذلک این در چارچوب همان بحث مبنایی است که مطرح کردم عزت، حکمت و مصلحت، ارتباط با دولت سعودی از احکام اولیه سیاست خارجی ما نیست این‌ها از احکام ثانویه است تابع مصلحت است باید هزینه و فایده کرد که آیا اگر برای همیشه این ارتباط قطع باشد منافع کشور و منافع اسلام بیش‌تر تأمین می‌‌‌شود یا اگر برقرار بشود این هزینه و فایده کار خود رهبری است حضرت امام نیز اگر خودشان هم زنده بودند حتماً این کار را می‌‌‌کرد و ربطی هم به آقای هاشمی نداشت، نمی‌خواهد سندی هم برای ایشان درست کنید این مسأله در زمان مقام معظم رهبری دوره رهبری ایشان انجام شد نظرایشان هم این بود که بحث حج مردم نباید تعطیل ‌شود در مصلحتی که ما سنجیدیم و برداشت کردیم باید با دولت عربستان ارتباط برقرار کنیم و ارتباط برقرار شد.

زیبا کلام:

من خیلی مطلب دیگری ندارم بگویم فقط محض اطلاع آقای روانبخش ایشان درست می‌‌‌گویند من در مصاحبه‌‌‌ام هم گفتم حالا نمی‌‌‌دانم این جرم است یا گفتم یک بار قرآن را با معنی‌‌‌اش در عمرم خواندم هیچ وقت من ادعای شریعت و اسلامیت نکردم شما زمانی می‌‌‌توانی یقه من را بگیری که من بگویم اینجوری است، نکته دوم این‌که آقای روانبخش شما مشکلتان با من نیست که من نیم دور قرآن را خواندم و یا اصلاً قرآن را نخواندم اصلاً قرآن را قبول ندارم اصلاً شما مشکلات با آن 92 نفر هستش چون آن 92 نفر چندین برابر شما فقیه بودند مثل مرحوم آقای آذری قمی بنابراین مشکلتان با من نیست بروید به آن 92 نفر بگویید آن‌هایی که فوت شدند روحشان را احضار کنید و به آن‌ها بگویید من که ادعایی ندارم بروید به آن 92 نفر بگویید که همه چیز‌هایی که گفتید دین از سیاست جدا نیست سیاست از دین جدا نیست نمی‌‌‌دانم پیچ از مهره جداست این‌ها همه را بروید به آن‌ها بگویید به من نمی‌‌‌خواهد بگویید.(تشویق حضار)

روانبخش:

..... اولاً 92 نفر نیستند آقای دکتر نود و نه نفر هستند (تشویق حضار) بعد از آن هم خودتان اعتراف کردید که امام حکم حکومتی ندادند بنابراین 99 نفر با حکم حکومتی امام مخالفت نکردند.

خبر مرتبط:

دفاع‌حامی‌رضاخان از رژیم‌صهیونیستی: فرضیات‌ما درباره اسرائیل اشتباه است!/ اسرائیل سیاه و فلسطن سفید نیست!/ ایجاد اسرائیل توطئه نبود!


How do you get Achilles tendonitis?
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:01 ق.ظ
Do you mind if I quote a couple of your posts as long as I provide credit and sources
back to your blog? My website is in the exact same niche as yours and my users would really
benefit from some of the information you present here.
Please let me know if this okay with you. Regards!
How do you get a growth spurt?
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:25 ب.ظ
I know this website provides quality depending articles and extra information, is there any other web site which offers
these kinds of things in quality?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر