تبلیغات
اخبار روز - وحید یامین پور
شنبه 16 بهمن 1389

وحید یامین پور

   نوشته شده توسط: مینا نوروزی    

آیا جریان سبز یك جنبش جنسی بود؟
وحید یامین‌پور

آیا جریان سبز یك جنبش جنسی بود؟

وحید یامین‌پور
 

گروه های اعتراضی مانند «رپ» و «هوی متال» سیر تطور قابل مطالعه ای در كشورهایی چون امریكا داشته اند. شاید باورش دشوار باشد ولی جنبش رپ نخستین بار در قالب یك جنبش سیاسی ضد نظم و ضد حاكمیتی و به عنوان نتیجه ی شكاف نسلی(Generation Gap) در امریكا شناسایی شد. معروف ترین ترانه ی گروه های موسیقی رپ در دهه های پایانی قرن بیستم ترانه ی دكتر آلبان(Alban Nwapa) بود كه در حمایت از فلسطین و ابراز انزجار از جنایت های رژیم صهیونیستی سروده شد. نهادهای مطالعاتی وابسته به دولت امریكا اعلام كردند اعتراض و پرخاش جوانانه از سطح پرخاش های انفعالی گذشته است و تشكیل گروه های اینچنینی نشانگر ورود اعتراضات جوانان به سطحی عمیقتر و خطرناكتر است. بنابراین دولت امریكا خیلی زود و با تكیه بر شناختی مبنایی كه از جنبش های جوانان بدست آورده بود، رپ و سایر جریان های مشابه را سیاست زدایی كرد و تم اصلی مخالفت را به سمت دیگری كشاند كه نتیجتاً كسانی چون ام.سی.هامر (Hammer,M,C) به عنوان پیشروان نسل دوم رپرهای امریكایی ترانه هایی سخیف با موضوعاتی چون تقبیح خانواده و سنت های متعارف اجتماعی را برجسته كردند.

نكته ی ظریفی در سیاست های اجتماعی دولت امریكا وجود دارد. تحلیلگران معتقدند جریان شكاف نسلی اتفاقی همه گیر و غیرقابل اجتناب است و بهتر است دولت ها بجای رد یا انكار آن به بحث درباره ی شیوه ی مدیریت آن بپردازند چراكه در غیر اینصورت این جنبش ها با رفتاری غیرعقلانی و صرفاً‌ احساسی و هیجانی به نوعی تضاد با نظم و نظام سیاسی و اجتماعی حاكم بدل می شوند. اما شكاف نسلی چگونه و با چه تعریفی به این نقطه می رسد؟

جامعه شناسان شكاف نسلی را نوعی گپ و انقطاع اجباری بین بلوغ زیستی-جنسی و بلوغ اقتصادی-اجتماعی می دانند. توضیح اینكه جوانان در سنین 13 تا 18 سال بطور كامل به بلوغ زیستی-جنسی می رسند ولی در جوامع امروزی رسیدن به بلوغ اقتصادی-اجتماعی كه به معنای شناسایی فرد به عنوان یك هویت مستقل اجتماعی است یقیناً‌ میسر نخواهد بود. هنگامی می توان از این هویت مستقل سخن گفت كه جوان بتواند در اداره ی مالی و اقتصادی خود مستقلاً عمل كند و به عنوان یك فرد اثرگذار در پازل اجتماعی واجد نقش باشد. بنابراین بلوغ اقتصادی-اجتماعی با مقوله ی اشتغال ارتباط مستقیم پیدا میكند. به هیچ وجه متصور نیست كه جوان امروز مانند جوان جامعه ی سنّتی در 15 سالگی با پیوستن به فعالیت های اقتصادی خانوادگی براحتی ازدواج كند وبه عنوان یك عضو رسمی جامعه پذیرفته شود.

بنابراین سیاستگذاران غربی با این واقعیت مواجه بودند كه چگونه این پرخاش زیستی-جنسی را پاسخ گویند. نگرش های واقع بینانه كشورهای غربی را به این سمت سوق داده اند كه بجای تلاش برای پایین آوردن سن بلوغ اقتصادی-اجتماعی، راهی برای حل معضل بلوغ زیستی-جنسی بیابند چرا كه در خوشبینانه ترین حالت هم نمی توان برای همه ی جوانان زیر بیست سال زمینه ی استقلال اقتصادی فراهم كرد در حالیكه آنان بطور فزاینده ای با هیجانات شهوانی دست به گریبان اند. غرب این ماجرای پیچیده را با انقلاب جنسی مدیریت كرده است. تحلیلگران غربی معتقدند با آزادی و اباحیگری جنسی می توان طوفان و تنش جوانان را مدیریت كرد و از انتقال پرخاش به مرحله ی سیاسی و ضد نظم ممانعت كرد. تأسیس كلوب های شبانه و ساماندهی اماكن ویژه برای اختلاط آزادانه ی پسران و دختران و در عین حال حمایت از فرزندان احتمالی روابط غیر رسمی از این دسته راهكارهاست.

بخاطر می آورم كه یكی از رایزن های فرهنگی ایران در آلمان از قول یكی از سیاستمداران بنام آلمانی مورد سوال واقع شده بود كه شما پس از انقلاب با بستن مشروب فروشی ها، كلوب های شبانه، خوابگاه های مختلط و مبارزه با مواد مخدر چگونه موفق به مدیریت جامعه جوان خود می شوید؛ و این را اعتراف كرده بود كه اگر یك شب در آلمان كلوب های شبانه تعطیل باشد، فردا روز اعتراضات خیابانی است.

نیازی به توضیح ندارد كه برای جمهوری اسلامی ایران نه فهم مسأله و نه روش های حل آن شباهتی با مدل غربی آن نخواهد داشت. طبعاً می پذیریم كه مفهوم بلوغ زیستی-جنسی با فهم غربی آن یكسان است ولی برای تفكر دینی، دوران جوانی فقط یك مسأله یا بحران نیست بلكه فرصتی دانسته می شود كه می تواند زمینه ی تحقق اهداف بلند دینی-انقلابی را فراهم كند. ممشای امام در تعامل جدی با جوانان به عنوان حاملان اصلی نهضت، اتفاقی شگفت است كه جای مطالعه ی بسیار دارد. از طرفی نیاز زیستی-جنسی جوانان ایرانی واقعیتی است كه قابل انكار نیست و روش اباحیگرایانه ی غرب هم از اساس با اهداف فرهنگی و مبانی انقلاب اسلامی در تعارض است.

در حال حاضر جوانان ایرانی در بسیاری از نقاط حتی در سنینی پایینتر از 14 سالگی به بلوغ زیستی-جنسی می رسند و مسائلی چون بهبود تغذیه و عوامل محركی مانند بی مبالاتی های رسانه ای و شیوه های پوشش دختران و از طرفی اوقات فراغت فراوان این مرحله را وارد مرحله ی جدیدتری می كند. این نوشتار در صدد ارائه ی راهكار برای حل این معضل نیست. آنچنان كه از عنوان یادداشت برمی آید صرفاً ارائه ی توضیح جدیدی از ماجراهای پس از انتخابات مدّ نظر است.

رهبران سیاسی اعتراضات پس از انتخابات حمّالی جریان اعتراضی را بر گرده ی جوانان و دانشجویان گذاشتند. هرچند عدم اقناع كافی و پاسخ مستدلّ منشأ برخی تعارض های فكری و سیاسی و ریشه ی مخالفت عده ای به حساب می آید اما معتقدم زمینه ی گسترده تر شدن مقطعی اعتراضات در میان جوانان،‌ همانطور كه گفته شد، تنش و طوفان احساسی مبتنی بر ناكامی در ارضای نیازهای طبیعی است. جوانان و دانشجویان امروز ایران در چه فضایی حضور اجتماعی دارند. اختلاط محدود دختران و پسران در محیط های دانشگاهی و در عین حال عدم امكان اطفای هیجانات طبیعی نوعی ناكامی محرّك را باعث می شود. استنلی هال روانشناس مشهور مسائل جوانان از این مسأله با عنوان «طوفان و تنش(Storm & Stress)یاد می كند. همچنین در جامعه شناسی كجروی این مسأله در دسته ی تئوری های پرطرفدار «ناكامی-پرخاشگری» مورد بررسی قرار می گیرد(Frustration-Aggression) .

بی تردید شما هم مكرّراً‌ در كلاس های درس و جلسات سخنرانی با استدلال و استنادهای فراوان به شبهات ذهنی و فكری راجع به جریانات پس از انتخابات مواجه بوده اید ولی نهایتاً عده ای دختر و پسر جوان را می بینید كه علیرغم شكست تئوریك در پاسخ به استدلال ها بر مخالفت و پرخاشگری خود ادامه می دهند. این پرخاش نه از جنس عدم اقناع كه ریشه ای زیستی-جنسی دارد و ناخواسته به عنوان واكنشی به ناكامی های طبیعی ابراز می شود. از آن جهت بر این نكته تأكید دارم كه باید واقع بینانه جریان های دانشجویی و رفتارهای خاص آنها را مورد واكاوی قرار داد و عجولانه بخاطر یك واكنش هیجانی آنها را داخل در جرگه ی مخالفین نظام یا منافقان ندانست.

غالب معترضین جوان حتی ابتدایی ترین مفاهیم و جریان های سیاسی را نمی شناسند. آنها حتی از دلیل واقعی اعتراض خود بی اطلاع اند؛ این بی اطلاعی زمینه ی بسیار مناسبی برای كسانی است كه بدنبال سوءاستفاده از هیجانات پرخاشگرایانه ی جوانان هستند.

غالب اعتراضات رادیكال در دانشكده های فنی آغاز می شود و نه دانشكده های سیاسی یا فلسفه و از طرفی دانشجوهای شهرستانی بخاطر بهرمندی بیشتر از پاسخهای سنتی اجتماعی و پاكی فضای فرهنگ عمومی و عدم وجود محرك های محیطی بسیار كمتر از تهرانی ها برای پیوستن به اعتراضات بی مبنا مجاب می شوند.

معتقدم تفاوت زیادی بین اعتراضات جوانان و دانشجویان در ماجراهای پس از انتخابات با شادی های خیابانی پس از راهیابی ایران به جام جهانی 1998 فرانسه و همچنین شادی های ساختارشكنانه شان در چهارشنبه سوری نیست. مسوولان كشور باید برای این اعتراضات در دو سطح كاملا متفاوت بیاندیشند. سطح اول اقناع فكری و تبیین مكفی است كه زمینه های رفع شبهه و ابهام را برطرف می كند و دیگری راه حلّی مبنایی برای مدیریت نیازها وهیجانات زیستی-جنسی جوانان كه ارتباط نزدیكی با نشاط اجتماعی، ازدواج(حتی ازدواج موقت) و‌ فعالیت های گروه های ثانویه دارد.

 


How do you grow?
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:53 ق.ظ
This is a topic that is near to my heart... Many thanks!

Where are your contact details though?
gitabourbonnais.hatenablog.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:58 ب.ظ
Very nice article, totally what I was looking for.
http://joslynlangen.hatenablog.com/
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:33 ب.ظ
Wow! After all I got a weblog from where I be able to genuinely obtain useful data
regarding my study and knowledge.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 06:09 ق.ظ
When I initially commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox and now each
time a comment is added I get three emails with the same
comment. Is there any way you can remove people from that service?
Many thanks!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:19 ق.ظ
My brother recommended I would possibly like this web site.
He used to be totally right. This publish truly made my day.
You can not believe simply how so much time I had spent for this information! Thank you!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر